۱۳۸۷ فروردین ۴, یکشنبه

یک، دو، سه، بوم!!!

چند وقت پیش بود که مریم، ایده ی وبلاگ دو نفره مون رو، رو کرد، من هم که ید طولایی در زدن وبلاگ و ول کردنش داشتم با کمال پر رویی موافقت کردم!!! و به قول خانوم اسکارلت اوهارا با خودم گفتم: فردا هم روز دیگری است!چرا بیخیالش بشم؟! این شد که تصمیم گرفتیم طی یک حرکت خود جوش یک فروند وبلاگ راه اندازی کنیم، تا اینجاشو اعتراف میکنم که همه کارا رو مریم کرد و فکر می کنم یه کم من هم بجنبم بد نباشه...
اون چه همیشه ذهن منو قلقلک میده، داشتن ایده نو و تازه و دست نخورده است، هر چند که تو دنیای امروز ما پیدا کردنش همچین یه کم، که چه عرض کنم، خیلی مشکله! ایده جدید، فکری که آدمها رو به حرکت بندازه، و رخوت و سکوت رو از زندگی شون پاک کنه، یا لااقل کم کنه. کاش بشه راه واقعی وسعت بخشیدن زندگی رو پیدا کرد و فقط تو حرف و کلام باقی نمود، ماها به بیماری مخوف شعار زدگی مبتلا شدیم. ظاهرا بزرگ و پر جلال و جبروت، باطنا اما ... .
به قول یه معلم بزرگ :"... انگار تلاش برای بزرگ نمایی مخصوص آدم کوچولوهاست. آدمهای بزرگ نیازی به این تلاشها ندارند."
باشه که بشه ...

هیچ نظری موجود نیست: