گاهی با خودم فکر می کنم، این یه شانس بزرگه که دنیا به بعضی ها می ده تا همیشه شرافتمند و سالم باقی بمونن و قانع باشن به اون چیزی که دارن و چقدر مفهموم مشکل و دو پهلوییه این قناعت... بعضی ها، بعد ها پشیمون می شن که عمری در قناعت بودن و به جستجوی دنیا های جدید بر نشدن، و بعضی خودشون رو تحسین می کنن به خاطرش.
هر چه هست، این زن ، برای من حس موجودی رو داشت که با آسودگی خاطر، میون اون همه جمعیت در حال رفت و آمد، در کنار خیابون به دستهای خودش خیره شده که به تندی مشغول پخت نان هستن. کاش این حس خوشبختی که اوبه فضا هدیه داده، در زندگی خودش هم جاری باشه.
۱ نظر:
نان داغ شما هم به ما چسبید.
قشنگ بود .
وبلاگ جاده سبز
ارسال یک نظر