۱۳۸۷ فروردین ۷, چهارشنبه

زن زیادی!


امروز یه حرکت اشتباهی ازم سر زد که خودم رو به خاطرش سرزنش می کنم... از هر طرف که فک می کنم بن بسته!!! البته خوشحال می شم نظر های مخالفم رو بشنوم و اندکی امیدوار بشم .
ماجرا از این قراره که عصری حوصلم سر رفته بود و تصمیم گرفتیم بریم سینما! فیلم "زن دوم" واااای خدای من! توبه! اون چی بود؟؟! من نمی فهمم این فیلم نامه رو بر چه اساسی انتخاب کرده آقای سیروس الوند؟! هر چی هست، بازم ماجرای گیشه و جذب مشتری هست و شایدم اسفبار تر از این، منحرف کردن فکر و ذهن مردم! (اوه! دیگه خیلی جنایی شد!) ... به هر حال واسه خاطر محمد رضا فروتن و نیکی کریمی هم که شده ملت میرن سینما و این فیلم فروش خودش رو خواهد داشت و دست اندر کاران محترم به هدف والای !! خودشون یعنی جذب مخاطب، خواهند رسید ... و بر خلاف اینکه خود کارگردان در مورد فیلمش گفته: "خانم‌ها از اين فيلم خوش‌شان مي‌آيد، زيرا هميشه براي احقاق حقوق زن در سينماي ما حقوق مرد ناديده گرفته شده و فيلم قبل از اين كه زنانه باشد ضد مرد است، پس جنسيت خودم را فراموش كردم و فيلمي زنانه ساختم"، برداشت من کاملا متفاوت بوده و ازشون خواهش می کنم ، نگن اینجوری تو رو خدا....
من قصدم توهین به کسی نیست و این رو خوب می دونم که هر کس آزاده نظر خودش رو بیان کنه! اما معتقدم ابراز مخالفت، هر چند خام و نپخته، شاید بتونه راهی رو ایجاد کنه واسه قدم های بعدی و اندکی تامل بیشتر.
تو جامعه زخم خورده ایران ، که به دلیل فقدان الگو های صحیح رفتاری هممون یه جورایی لنگ می زنیم ، اکران عمومی این فیلم ها از نظر من چیزی جز نمک پاشیدن روی زخم نیست و اگه بخوام یه کم تند رو تر باشم، یه جنایت در حقه ملت ایرانه!
این فیلم ، سعی کرده زن ایرانی رو موجودی ضعیف، ساده، سهل انگار آمیخته با حماقت، نشون بده. البته بی برو برگرد توهین وارده فقط به زنها نبوده ، که شخصیت مردهای فیلم هم بی اراده و سست بوده که باید مقدار زیادی هم بی غیرتی رو چاشنی اش کرد...
نویسنده فیلم نامه اصرار زیادی داشته که ژانر شخصیتی زن رو لیلی وش و مرد رو مجنون نما کنه ، ای دریغا ، ای دریغ از یه کم تعمل عمیق! آخه لیلی کجا حاظر بود به هر قیمتی عشق ورزی کنه و مجنون این همه سست و هوس باز واسه رسیدن (که چه عرض کنم!زبانم قاصره!!) به لیلی ؟!
انکار نمی کنم مشابه این شخصیت ها رو می شه پیدا کرد تو جامعه و شاید بشه گفت تعدادشون کم هم نیست، که بازم بر می گرده به ماجرای عدم آگاهی عمومی برای درست زندگی کردن! اما خوبه از خودمون بپرسیم نقش سینما چیه این وسط؟؟
من کاملا و مصرا معتقدم، نقش هنر هفتم باید و باید کاربردی باشه، فکر آفرین و سازنده باشه، و در مواقع بسیاری هشدار دهنده!
آخه به کی بگم، تو دنیایی که همه سعی می کنن، شخصیت های صحیح رفتاری و قهرمان خلق کنن، ما همش به دنبال ساختن فیلم هایی هستیم که اشک ملت رو در بیاره و احساس های کذایی ضعیف گونه ایجاد کنه. موجودات سست فکر و باری به هر جهت بسازیم.

من به نوبه خودم به دست اندر کاران این فیلم تسلیت می گم و آرزو می کنم که از سرمایه های خودشون و دیگران واسه ساختن محصولات فکری و حسی سازنده استفاده ببرن.
فراموش نکنیم که ما هممون مسئولیم...

۱ نظر:

meysam گفت...

salam .dar inke khodavan bozorg ziad az masalehesh baray sakhtan maghz bazi az in tahaye konande ha v kargardana estefade nakarde shaki nis