می رسد از دور ، صدای ساز مرد چوپان
صدا ، صدای مهتاب
امید و امید ، که جاودان شود بهاران
صدا صدای آفتاب
وای به سرزمین خورشید شکوه لاله ها چه زیباست
با گل سپید مهتاب ، طلوع زندگی چو رویاست
وای ، غنچه ی زندگی ، بر لبم ، می زند جوانه
من و بهار پر ترانه من و امید بی کرانه
وای به گوش من می آید صدای ساز مرد چوپان
وای چه قصّه ها می گوید ز لاله ی سرخ بهاران
...
(عکس: صلوات آباد، 15 کیلومتری سنندج. مرداد 1386 )
۳ نظر:
ای کاش من هم یه چوپان بودم به دور از نا ملایمات دنیای به ظاهر متمدن
بالاخره با تمام تنبلی ام لینک دادم!
ببخشید که دیر شد
عكاسي زيباست
به آنها كه عكاسي را دوست دارند احترام مي گذارم
وبلاگتان زيباست...
شعر: خودم !
ارسال یک نظر